تبليغاتX
B3da - مطالب زیبا
designer: saeed_asad86
تصـــــــوير تصادفي
منوي کاربري

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS  
site map site map ror html site map
  Add to Technorati     ..............................

لينك دوستان
چت بامديـــــر
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

آرشيو
طراح قالب
مطالب زیبا

مرجان :
" برایت دعا می کنم که ای کاش خدا از تو بگیرد هر آنچه را که خدا را از تو می گیرد وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم (دکتر علی شریعتی) "

فريبا از تهران :
" به عالمي گفتند چيزي بگو كه وقتي شاديم غمگين و وقتي غمگينيم شاد شويم، گفت:فقط بگوييد اين هم ميگذرد..... "

صفري از ميانه :
" در ديده ما فقر و غنا هر دو يكيست در مسلك ما شاه و گدا هر دو يكيست در كشتي بشكسته طوفاني ما دردا كه خدا و نا خدا هر دو يكيست "

mariya از karaj :
" سنگی که طاقت ضربه های تیشه را ندارد تندیسی زیبا نخواهد شد .از زخم تیشه خسته نشو که وجودت شایسته زیبا ترین تندیس جهان است . "


mostafa mohammadi از tabriz :
" لاک پشت ها هم عاشق می شن، ولی تحمل درد عشق براشون راحته چون حداقل عشقشون آروم آروم ترکشون میکنه!

 از بین آدمای زیادی که ما تو زندگیمون می بینیم، فقط تعداد خاصی هستن که به دلمون می شینن. خواستم بدونی تو جز همون گروهی!

قلبم رو شکوندی اما من بیش تر از قبل دوستت دارم. میدونی واسه چی؟ واسه اینکه حالا هر تیکه ی قلبم تو رو جداگونه دوست دارن!

دیروز روز جهانی دیوانگان بود. خیلی نامردی! توقع داشتم یه تبریک خشک و خالی بهم می گفتی که یه عمره دیونتم "

مهتاب از تهران :
" در عین تنگدستی در عیش کوش و مستی کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را خدایا مرا آن ده که آن به. خدایا مارا به خودمان و بنده هایت وامگذار "

محبوبه از گناباد :
" مي ترسم دنيا به پايان برسد و من در چشم تو جايي نداشته باشم،مي ترسم كلمات نتوانند شوق مرا به تو توصيف كنند. مي ترسم كبوتراني كه به سمت تو پرواز مي دهم نارسا باشند. شب طولاني شده است و تا چشمان تو هست آفتاب جرات برآمدن ندارد. "

hamid از تهران :
" بگذار که بر شاخه ی این روز دلآویز بنشینم و از عشق سرودی بسرایم آنگاه به صد شوق ، چو مرغان سبک بال پر گیرم از این بام و به سوی تو بیایم خورشـــــــید از آن دور از آن قله پر بــــــــرف آغوش کند باز همه مــــــــــهر، همه نــــــــــاز کین مرغ طلا بی پر و بالیست که چون من از لانه برون آمده دارد پر پرواز ما آتش افتاده به نی زار ملالیم ما عاشق نوریم و سُروریم و صفاییم بگذار که سرمست وغزل خوان من و خورشید بالی بگشاییم و به سوی تو بیاییم "

مهدی صفی از تهران :
" نه مسافرم نه رعیت نه فقیرم نه سر سپرده نه کسی که توی خلوت حسرت دلی رو خورده نه یه زخم بی علاجم نه یه مرحم قدیمی ساده ام ساده ی ساده ساده وصاف وصمیمی "

تهمینه از همدان :
" با سلام کاش با زورق اندیشه شبی بوسه زن از شط آرام خیالت گذر می کردم کاش به همه راز خیالت همهی عمر سفر می کردم- "

مهدي ش از لاهيجان :
" سپاس خدائيكه جهان را زيبا آفريد و مرا معشوق زيبائيهايش كرد "

نجمه .ب از کرمان :
" کاش چون پرنده ای بودم که برشاخه ای سست آوازمی خواند.شاخه می لرزد،پرنده بی خیال می خواند،چون اطمینان داردبال وپری هست. "

Mary از کرج :
" سکوتم از رضایت نیست، دلم اهل شکایت نیست... "


 

elham از تهران :
" زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌کشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش درحال آویزان کردن رخت‌های شسته است و گفت: لباس‌ها چندان تمیز نیست. انگار نمی‌داند چطور لباس بشوید. احتمالا باید پودر لباس‌شویی بهتری بخرد. همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت. هربار که زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را برای خشک شدن آویزان می‌کرد، زن جوان همان حرف را تکرار می‌کرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت: \"یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده‌ام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده.\" مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره‌هایمان را تمیز کردم! زندگی هم همینطور است. وقتی که رفتار دیگران را مشاهده می‌کنیم، آنچه می‌بینیم به درجه شفافیت پنجره‌ای که از آن مشغول نگاه‌کردن هستیم بستگی دارد. قبل از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود در آن لحظه چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم آیا آمادگی آن را داریم که به‌ جای قضاوت کردن فردی که می‌بینیم، در پی دیدن جنبه‌های مثبت او باشیم؟  "

 

[+] نوشته شده توسط بهروز در 8:21 | |

:: مطالب پيشين